آیا عیسی احتیاجی به خدمت کردن ما دارد؟
اگر و با افکار انسانی فکر کنیم، فکر میکنیم که اصلا خدا احتیاجی به خدمات ما نداره. اما این فکر اشتباه است. چون در آن صورت آفرینش ما بی ارزش میشد.
دوم قرنتیان: ۵ آیات ۱۴ و ۱۵
زيرا محبت مسيح بر ما حکمفرماست، چون يقين داريم که يک تن بخاطر همه مرد، پس همه مردند. و بخاطر همه مرد تا زندگان ديگر نه برای خود، بلکه برای آنکس زيست کنند که به خاطرشان مرد و برخاست.
آیا ما باید برای خداوند کار کنیم؟
خداوند بشر را آفرید، به او شکل داد، و او را برتر از تمام آفرینش خود قرار داد، به او استعدادها، قدرت کسب تجربیات، و هدایای الهی داد تا به او خدمت کند.
افسسیان ۲ آیات ۸ تا ۱۰
زيرا به فيص و از راه ايمان نجات يافته ايد - و اين از خودتان نيست، بلکه عطای خداست - و نه از اعمال، تا هيچکس نتواند به خود ببالد. زيرا ساخته دست خداييم، و در مسيح آفريده شده ايم تا کارهای نيک انجام دهيم، کارهايی که خدا از پيش مهيا کرد تا در آنها گام برداريم.
پس طبق این آیات ما برای هدفی آفریده شده ایم، و آن هدف انجام کارهایی که خدا از قبل برای ما مهیا کرده تا در آنها گام برداریم، میباشد.
****
خدمت کردن یعنی چه؟
خدمت کردن به کسی یعنی خود را وقف آن کس کردن،
در عهد عتیق، خدمت کردن به معنی عبادت کردن و ستایش کردن بود اما خداوند عیسی به ما نشان میدهد که خدمت کردن باید از قلب ما باشد و از درون ما باشه و بدون توقع و انتظارات باشد.
متی: ۶ آیه ۳ و ۴
پس تو چون صدقه ميدهی، چنان کن که دست چپ از آنچه دست راستت ميکند، آگاه نشود، تا صدقه تو در نهان باشد؛ آنگاه پدر نهان بين تو، به تو پداش خواهد داد.
****
مثلا من خیلی وقتها وقتی از کسی میپرسم "اینجا چیکار میکنید؟" میشنوم که میگویند "خدمت میکنیم"، و سوال من این هست:
چطور میتوانیم به نهو احسن خدا را خدمت کنیم؟
متی: ۶ آیه ۲۴
هيچکس دو ارباب را خدمت نتواند کرد، زيرا يا از يکی نفرت خواهد داشت و به ديگری مهر خواهد ورزيد، و يا سرسپرده يکی خواهد بود و ديگری را خوار خواهد شمرد. نميتوانيد هم بنده خدا باشيد، هم بنده پول
یوحنا: ۱۲ آیه ۲۶
آنکه بخواهد مرا خدمت کند، بايد از من پيروی کند؛ و جايی که من باشم، خادم من نيز خواهد بود. کسی که مرا خدمت کند، پدرم او را سرافراز خواهد کرد.
***********
یوحنا: ۱۳ آیات ۳ تا ۱۵
عيسی که ميدانست پدر همه چيز را به دست او سپرده است و از نزد خدا آمده و به نزد او ميرود، از شام برخاست و خرقه از تن به در آورد و حوله ای بر گرفته، به کمر بست. سپس آب در لنگی ريخت و شروع به شستن پاهای شاگردان و خوشک کردن آنها با حوله ای کرد که به کمر داشت. چون به شمعون پطرس رسيد، او وی را گفت: "سرور من، آيا تو ميخواهی پای مرا بشويی؟" عيسی پاسخ داد: "اکنون از درک آنچه ميکنم ناتوانی، اما بعد خواهی فهميد." پطرس به او گفت: "پاهای مرا هرگز نخواهی شست!" عيسی پاسخ داد: "تا تو را نشويم سهمی با من نخواهی داشت." پس شمعون پطرس گفت: "سرور من،نه تنها پاهايم که دستها و سرم را نيز بشوی!" عيسی پاسخ داد: "آنکه استحمام کرده سراپا پاکيزه است و به شستن نياز ندارد، مگر پاهايش. باری شما پاکيد، اما نه همه." زيرا ميدانست چه کسی او را تسليم دشمن خواهد کرد، و از همين رو گفت: "همه شما پاک نيستيد." پس از آن که عيسی پاهای ايشان را شست خرقه بر تن کرد و بازبر سفره شام نشست. آنگاه از ايشان پرسيد: "آيا دريافتيد آنچه برايتان کردم؟" شما مرا استاد و سرورتان ميخوانيد و درست هم ميگوييد، زيرا چنين هستم. پس اگر من که سرور و استاد شمايم پاهای شما را شستم، شما نيز بايد پاهای يکديگر را بشوييد. من با اين کار سرمشقی به شما نشان دادم تا شما نيز همانگونه رفتار کنيد که من با شما کردم.
حلا سوال آخر من این هست:
چرا به خداوند خدمت کنیم؟
جواب خیلی ساده است.
متی: ۲۰ آیه ۲۸
چنانکه پسر انسان نيز نيامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهايی به عوض بسياری بدهد.
چون او به ما خدمت کرد، ما هم باید مثل او زندگی کنیم و به یکدیگر خدمت کنیم.
پس بیاید با هم دعا کنیم که خداوند به ما قدرت دهد که او را به بهترین شکل خدمت کنیم.


