تبليغاتX
راه حیات - آيا ما بايد مردم را قانع کنيم که ايمان آورند؟
آيا ما بايد مردم را قانع کنيم که ايمان آورند؟

 

چند وقت پيش به کنفرانسی رفته بودم که در آن تمامی رهبران، قصد بر اين داشتند که چگونه به ما ياد بدهند تا مردم را قانع بر اين کنيم که مسيح برای ما مرد و تنها راه حقيقت است.

تعاليم آنها مرا به اين فکر اندخت که آيا ما واقعاً بايد مردم را قانع بر چيزی کنيم. وقتی به اين مسئله ميانديشيدم، به اين نتيجه رسيدم که ببينم، خود مسيح چکار کرد.

چيزی که در کتاب مقدس يافتم اين بود که مسيح و شاگردانش هيچ کس را زور نکردند تا به چيزی ايمان آورند، بلکه سعی کردند محبت خدا را با اعمالشان نشان دهند. برای مثال در متی ۹ آيه ۹ میبینیم:

 

    "عیسی  از آنجا گذشت و در بین راه مردی را بنام متی دید که در محل وصول عوارض نشسته بود. عیسی به او گفت: « به دنبال من بیا. » متی برخاسته به دنبال او رفت."

در اين آيه ميبينيم که مسيح به متی گفت که دنبال  او برود و او فوراً قبول کرد، و يا در مرقس ۵ آيات ۱ تا ۲۰ ميبينيم:

 

به این ترتیب آنها به طرف دیگر دریا ، به سرزمین جدریان رفتند. همین که عیسی قدم به خشکی گذاشت مردی که گرفتار روح پلید بود از مقبره ها بیرون آمده پیش او رفت. او در میان مقبره ها زندگی میکرد و هیچ کس نمیتوانست او را حتی با زنجیر در بند نگهدارد. بارها او را با کنده و زنجیر بسته بودند، اما زنجیرها را پاره کرده و کنده ها را شکسته بود و هیچ کس نمی توانست او را رام کند. او شب و روز در اطراف مقبره ها و روی تپه ها آواره بود و دائماً فریاد میکشید و خود را با سنگ مجروح میساخت. وقتی عیسی را از دور دید، دوید و در برابر او سجده کرد. و با صدای بلند فریاد زد: « ای عیسی ، پسر خدای متعال ، با من چکار داری؟ ترا به خدا مرا عذاب نده.»

زیرا عیسی باو گفته بود: « ای روح ناپاک از این مرد بیرون بیا.»

عیسی از او پرسید: « اسم تو چیست؟ » او گفت: « اسم من لژیون است ، چون ما عده زیادی هستیم.»

و بسیار التماس کرد که عیسی آنها را از آن سرزمین بیرون نکند. در این موقع یک گله بزرگ خوک در آنجا بود که روی تپه ها میچریدند. ارواح باو التماس کرده گفتند: « ما را به میان خوکها بفرست تا به آنها وارد شویم.»

عیسی به آنها اجازه داد و ارواح ناپاک بیرون آمدند و در خوکها وارد شدند و گله ای که تقریباً دو هزار خوک بود با سرعت از سراشیبی به طرف دریا دویدند و در دریا غرق شدند. خوک بانان فرار کردند و این خبر را در شهر و حومه های اطراف پخش کردند . مردم از شهر بیرون رفتند تا آنچه را که اتفاق افتاده بود ببینند. وقتی آنها پیش عیسی آمدند و آن دیوانه را که گرفتار فوجی از ارواح پلید بود دیدند، که لباس پوشیده و با عقل سالم در آنجا نشسته است بسیار هراسان شدند. کسانی که شاهد ماجرا بودند ، آنچه را که برای مرد دیوانه و خوکها اتفاق افتاده بود برای مردم تعریف کردند. پس مردم از عیسی خواهش کردند از سرزمین آنها بیرون برود. وقتی عیسی میخواست سوار قایق بشود مردی که قبلاً دیوانه بود، از عیسی خواهش کرد که به وی اجازه دهد همراه او برود، اما عیسی به او اجازه نداد بلکه فرمود: « به منزل خود پیش خانواده ات برو و آنها را از آنچه خداوند از راه لطف خود برای تو کرده است آگاه کن.»  

آن مرد رفت و آنچه را عیسی برایش انجام داده بود در سر زمین دکاپولس منتشر کرد و همه مردم تعجب میکردند.

 

در اين آيات نيز ميبينم که مردم بعد از مشاهده کردن و شنيدن معجزه عيسی، او را قبول نکردند، و مسيح آنها را مجبور نکرد، بلکه او فقط حقيقت را به آنها نشان داد، و بعد از آن انتخاب را به عهده آنها وا گذاشت.

 

بله دوستان، به عقيده من، وظيفه ما اين است که حقيقت خداوندمان مسيح را به مردم بيان کرده و نشان بدهيم. ما نميتوانيم آنها را مجبور به اين کنيم که چيزی را قبول کنند، بلکه آن انتخاب آنان است.  ما ميتوانيم به آنها با کلامی بسيار ساده بيان کنيم، که مسيح خداوند، شکل جسم پوشيده در ميان ما زندگی کرد و بر روی صليب مرد تا گناهان ما را به دوش خود گيرد و در روز سوم از مردگان برخاسته  بر مرگ غلبه کرد، و حال در دست راست پدر نشسته منتظر اين است که ما او را قبول کنيم به  او پيوسته او را پيروی کنيم. بعد از بيان اين چيزها ما ميتوانيم برای آن اشخاص دعا کنيم و از خداوند بخواهيم که چشمان آنها را باز کند. باز میگویم، ما نميتوانيم آنها را وادار به قبول کردن چيزی بکنيم، بلکه اين انتخاب آنان است.

 

 

فيض خداوند با شما باشد.

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 5:51| نویسنده : ناصر |
درباره وبلاگ
اين وب بلاگ برای برادران و خواهران ما در مسيح و يا کسانی که جويای مسيح هستند طراحی شده است.
دوستان عزيز، نظرات شما باعث بهبود اين بلاگ و تشويق ما خواهد بود، لطفاً نظرات خود را به ما بنويسيد.
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :

 
Jahan's Photography on Facebook