تبليغاتX
راه حیات - زندگی بعد از مرگ
زندگی بعد از مرگ

ميخواهم با داستانی شروع کنم:

مردی بود ثروتمند که با مرگ چند قدمی فاصله داشت، و چون آدم خدا ترسی بود، قبل از مرگش با خداوند ملاقات کرد و  از خداوند خواهش کرد که يک مقدار بسيار کوچک از ارث دنيوی خودش را با خود به بهشت ببرد.

خداوند به او گفت، خوب اما  فقط  اجازه داری يک چمدان با خودت بياوری.

مرد چمدانی حاضر کرد و آن را پر از شمش طلا کرد، وقتی که او وفات کرد، در حالی که چمدان به دست به سمت دروازه بهشت میرفت، فرشته ای دم در ايستاده بود به او گفت: متاسفم اما نميتوانيد که چمدان را داخل ببريد.

مرد گفت: خداوند به من اجازه داده است.

فرشته گفت: اگر خداوند اجازه داده است ميتوانيد داخل شويد، اما من بايد چمدان را کنترل کنم.

فرشته در چمدان را باز کرد و ديد که پر از  شمش طلا هست، و شروع کرد به خنديدن، فرشته ديگری که آنجا بود از خنده او به طرف او آمده و به چمدان نگاه کرد، و او هم شروع کرد به خنديدن.

وقتی که کمی آرام شدند، مرد از آنها پرسيد به چه ميخنديد؟

آنها پاسخ دادند: چرا سنگفرش کف بهشت را با خود به بهشت ميبری؟

 

***************

 

امروز ميخواهم درباره يک چيزی صحبت کنم که خيلی ها حتی نميخواهند در مورد آن فکر کنند.

ميخواهم درباره مرگ صحبت کنم.

وقتی به اين فکر ميکنيم که "مرگ يعنی چی؟"، جوابهای زيادی به فکر ما مياد، مثلا:

در جايی خواندم که میگفت: مرگ غير فعال شدن مغز است،

و در جايی ديگری ميگفت: مرگ توسط، از کار افتادن قلب، مغز، مريضی، حادصه ها و اتفاقات غير منتظره بر جسم انسان واقع ميشود.

و در جای ديگری خواندم که ميگفت: مرگ تعويض روح هست، وقتی که روح از جسم خسته میشود، احتياج به داشتن جسمی جديد ميکند، و در اين صورت بايد به بدنی جديد منتقل گردد.

و جايی ديگر شنديم که مرگ پايان زندگی هست.

حالا به نظر شما اين چيزها حقيقت دارند؟

من که فکر نميکنم حتی يکی از اين چيز ها حقيقت داشته باشد.

کلام خدا درباره مرگ به طريق ديگری صحبت ميکند.

آيا ميدانيد اولين باری که کلمه مرگ، يا مردن در کتاب مقدس استفاده شد کجا بود؟

اولين باری که در کتاب مقدس کلمه مرگ رو ميبینیم در پيدايش هست،

 

پيدايش باب ۲ آيه ۱۷

اما از درخت معرفت نيك و بد زنهار نخوری، زيرا روزی كه از آن خوردی، هر آينه خواهی مرد.

 

ما شنيديم که خداوند به آدم و حوا گفت که اگر از ميوه بخورند خواهند مرد، اما آنها از ميوه خوردند، ولی به آن طريقی که ما فکر ميکردیم آنها خواهند مرد، يعنی به شکل جسمانی نمردند، بلکه از نظر روحانی، مردند.

فکر ميکنم که همه داستان آفرينش را ميداندند، (اگر نميدانيد اينجا را کليک کنيد.)

خداوند در پيدايش باب ۳ آيه ۱۹ درباره مرگ جسمانی صحبت ميکند،

و به عرق پيشانی ات نان خواهی خورد تا حينی كه به خاك راجع گردی، كه از آن گرفته شدی زيرا كه تو خاك هستی و به خاك خواهی برگشت.

 

حالا مسئله اينجاست، که وقتی آدم و حوا گناه کردند، از نظر روحانی مردند، اما  دوباره اينجا ما مينييم که آنها از نظر جسمانی هم خواهند مرد،

هم مرگ روحانی و هم مرگ جسمانی ثمره گناه بودند.

از آن به بعد انسانها هميشه از مرگ ترسيدند،

چند وقت پيش من خوابی ديدم، در خوابم، من با خوانواده ام توی يک ساختمان بزرگ بوديم، و روبروی اين ساختمان يک ساختمان بزرگ ديگری بود که همسرم در آنجا بود،

در خوابم، چند نفر با موتور آمده و شروع کردند به تير اندازی کردن به اين دو ساختمان، و بعد طبقات اول اين ۲ ساختمان را منفجر کردند، من سريعا با خانواده ام شروع کرديم به جمع کردن چيزهايی که لازم داريم، و بعد با خانواده ام بيرون رفتيم و من به سمت طبقه ای که همسرم در آن بود شروع به دويدن کردم، چون که نگران بودم که از انفجار بلايی به سر او آمده باشد، اما خدا را شکر حالش خوب بود :)

حالا دليل اينکه من اين خواب را برای شما گفتم اين هست، که اگر من که يک انسان هستم، و با فکر انسانی زندگی ميکنم، برای نجات شخصی که دوست دارم تلاش ميکنم، خداوند که محبتی بزرگتر از من دارد چه کار ميکند؟

خداوند نمیخواهد که هيچ یک از ما هلاک شويم و برای این، او یعنی خداوند مسیح بر روی صليب مرد، اما مرگ او با همه فرق داشت، چون او مرد تا برای ما حیات جاوید را بياورد، او مرد که من و شما زندگی کنيم، و بالاتر از همه، او بر مرگ غلبه کرد، و با رستاخيز خودش به من و شما نشان داد که بعد از مرگ، ما هم زنده خواهيم شد، و به جايی خواهيم رفت که احتياج به خورشيد ندارد، زيرا که خداوند نور آنجا است.

من امشب ميخواهم اين را به شما بگویم که من و شما ديگر از مرگ هيچ ترسی نداريم، ميدانم که خيلی سخت هست که از چيز های دنيوی دل بکنيم، مثل داستانی که در شروع صحبتم گفتم، اما جايی که ما بعد از مرگمان به آن ميرويم، غنی هست، و ما، هم ارث با خداوند خواهيم بود، پس هيچ احتياجی به ماديات نداريم.

اميدوارم که خدا به ما کمک کند تا بتوانيم، هميشه با اين خوشحالی  زندگی کنيم و منتظر روزی باشيم که با خداوندمان بر سر يک سفره خواهيم نشست.

خداوند در  مکاشفه باب ۱۴ آيه ۹ ميگويد: "خوشحالند مردگانی که در خداوند ميميرند."

ميخواهم بحثم را با خواندن فيليپيان ۱ آيات ۹ تا ۱۱  به عنوان دعا خاتمه دهم.

فيليپيان ۱ آيات ۹ تا ۱۱

و دعایم این است که محبت شما همراه با آگاهی و کمال دانائی همچنان رشد کند. تا همه چیز را بیآزمائید و عالیترین آنها را انتخاب کنید. آن و قت در روز عظیم مسیح بی عیب و بی تقصیر خواهید بود. همچنین دعا می کنم که زندگی شما از ثمرات نیکی مطلق که بوسیله عیسی مسیح بدست می آید و به جلال و ستایش خدا منتج می شود سرشار گردد.

 

 

              زندگی بعد از مرگ

 

 

 

جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 19:21| نویسنده : ناصر |
درباره وبلاگ
اين وب بلاگ برای برادران و خواهران ما در مسيح و يا کسانی که جويای مسيح هستند طراحی شده است.
دوستان عزيز، نظرات شما باعث بهبود اين بلاگ و تشويق ما خواهد بود، لطفاً نظرات خود را به ما بنويسيد.
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :

 
Jahan's Photography on Facebook