تبليغاتX
راه حیات - زيرا كه مرا زيستن مسيح است و مردن سود
زيرا كه مرا زيستن مسيح است و مردن سود

 

   امروز ميخواهم توجه شما را به آيه ای بسيار زيبا در کتاب مقدس جلب کنم، آيه ای که پولس رسول در رساله خود به فيليپيان نوشت.

 

فيليپيان ۱ آيه ۲۱

زيرا كه مرا زيستن مسيح است و مردن سود.

 

در يکی از پستهای قبلی داستانی را  تعريف کردم؛ اين داستان اينطور بود که یك روز یكشنبه در یك كلیسای ۲ هزار نفره، ۲ نفر كه صورتشان را با ماسك  پوشانده بودند آمدند و اصلحه های خودشان را طرف مردم گرفتند و گفتند: هركسی كه  میخواد برای عیسی مسیح بمیرد از كلیسا بیرون نرود.از بین ۲ هزار نفر ۲۰ نفر باقی ماندند، بعد آنها ماسكهایشان را در آوردند و به شبان كلیسا گفتند: خوب؛ آدمهای دورو، را  از كلیسایمان دور كردیم؛ حال برای کسانی که واقعا مسیح را دوست دارند میتوانید موعظه کنید.

 

بعضی وقتها ما فکرم ميکنيم، که خداوند را دوست داريم، حتی فکر ميکنيم حاضر هستيم که جان خود را نيز برای او فدا کنيم، اما وقتی که زمان آن ميرسد که ما برای او کاری انجام دهيم، ترس بر ما غلبه ميکند و يا از انجام آن کار باز ميايستيم، برای مثال به شاگردان مسيح نگاه کنيد:

 

ميخواهم متی باب ۲۶ آيات ۳۱ تا ۵۶ را بخوانيد:

آنگاه عیسی بدیشان گفت: همه شما امشب درباره من لغزش می خورید چنانچه مكتوب است كه شبان را میزنم و گوسفندان گله پراكنده میشوند.

 لیكن بعد از برخاستنم، پیش از شما به جلیل خواهم رفت.

پطرس در جواب وی گفت: هرگاه همه درباره تو لغزش خورند، من هرگز نخورم.

عیسی به وی گفت: هر آینه به تو میگویم كه در همین شب قبل از بانگ زدن خروس، سه مرتبه مرا انكار خواهی كرد!

پطرس به وی گفت: هرگاه مردنم با تو لازم شود، هرگز تو را انكار نكنم! و سایر شاگردان نیز چنین گفتند.

 آنگاه عیسی با ایشان به موضعی كه مسمی به جتسیمانی بودرسیده،به شاگردان خودگفت: در اینجا بنشینید تا من رفته، در آنجا دعا كنم.

و پطرس و دو پسر زبدی را برداشته، بی نهایت غمگین و دردناك شد.

 پس بدیشان گفت: نَفْس من از غایت اَلَم مشرف به موت شده است. در اینجا مانده با من بیدار باشید.

 پس قدری پیش رفته، به روی در افتاده و دعا كرده، گفت: ای پدر من، اگر ممكن باشد این پیاله از من بگذرد؛ لیكن نه به خواهش من، بلكه به اراده تو.

 و نزد شاگردان خود آمده، ایشان را در خواب یافت. و به پطرس گفت: آیا همچنان نمی توانستید یك ساعت با من بیدار باشید؟

 بیدار باشید و دعا كنید تا در معرض آزمایش نیافتید! روح راغب است، لیكن جسم ناتوان.

 و بار دیگر رفته، باز دعا نموده، گفت: ای پدر من، اگر ممكن نباشد كه این پیاله بدون نوشیدن از من بگذرد، آنچه اراده تو است بشود.

 و آمده، باز ایشان را در خواب یافت زیرا كه چشمان ایشان سنگین شده بود.

  پس ایشان را ترك كرده، رفت و دفعه سوم به همان كلام دعا كرد.

 آنگاه نزد شاگردان آمده، بدیشان گفت: مابقی را بخوابید و استراحت كنید. الحال ساعت رسیده است كه پسر انسان به دست گناهكاران تسلیم شود.

برخیزید برویم. اینك تسلیم كننده من نزدیك است!

 و هنوز سخن می گفت كه ناگاه یهودا كه یكی از آن دوازده بود با جمعی كثیر با شمشیرها و چوبها از جانب رؤساء كهنه و مشایخ قوم آمدند.

 و تسلیم كننده او بدیشان نشانی داده، گفته بود: هر كه را بوسه زنم، همان است. او را محكم بگیرید.

در ساعت نزد عیسی آمده، گفت : سلام یا سیدی! و او را بوسید.

 عیسی وی را گفت: ای رفیق از بهر چه آمدی؟ آنگاه پیش آمده، دست بر عیسی انداخته، او را گرفتند.

 و ناگاه یكی از همراهان عیسی دست آورده، شمشیر خود را از غلاف كشیده، بر غلام رئیس كهنه زد و گوشش را از تن جدا كرد.

 آنگاه عیسی وی را گفت: شمشیر خود را غلاف كن، زیرا هر كه شمشیر گیرد، به شمشیر هلاك گردد.

آیا گمان می بری كه نمی توانم الحال از پدر خود درخواست كنم كه زیاده از دوازده فوج از ملائكه برای من حاضر سازد؟

 لیكن در این صورت كتب چگونه تمام گردد كه همچنین می بایست بشود؟

 در آن ساعت، به آن گروه گفت: گویا بر دزد بجهت گرفتن من با تیغها و چوبها بیرون آمدید! هر روز با شما در هیكل نشسته، تعلیم می دادم و مرا نگرفتید.

 لیكن این همه شد تا كتب انبیا تمام شود. در آن وقت جمیع شاگردان او را واگذارده، بگریختند.

 

ما در اينجا ميبينيم که با آنکه پطرس و شاگردان گفتند که عيسی را هرگز ترک نخواهند کرد، او را ترک کرده و بگريستند، و همچنين  در ادامه باب 26 ميبينيم که پطرس 3 مرتبه عيسی را انکار کرد.

 

متی ۲۶ آيات ۶۹ تا ۷۵

اما پطرس درایوان بیرون نشسته بود كه ناگاه كنیزی نزد وی آمده، گفت: توهم باعیسی جلیل بودی!

 اوروبروی همه انكارنموده، گفت: نمیدانم چه میگویی!

 وچون به دهلیزبیرون رفت، كنیزی دیگراورادیده، به حاضرین گفت: این شخص نیز از رفقای عیسی ناصری است!

 بازقسم خورده،انكارنمود كه این مرد را نمیشناسم.

بعد ازچندی، آنانی كه ایستاده بودند پیش آمده، پطرس را گفتند: البّته توهم ازاینها هستی زیرا كه لهجه تو بر تو دلالت مینماید!

 پس آغاز لعن كردن و قسم خوردن نمود كه اینشخص را نمیشناسم. ودرساعت خروس بانگزد.

 آنگاه پطرس سخن عیسی را به یاد آورد كه گفته بود: قبل از بانگ زدن خروس، سه مرتبه مرا انكار خواهی كرد. پس بیرون رفته زار زار بگریست.

 

ای دوستان، برای ما بايسيار دشوار است که از عيسی پيروی کنيم، و کلماتی را که پولس رسول استفاده کرد را استفاده کرده بگوييم، مرا زيستن مسيح است و مردن سود، اما حقيقت در اينجاست که، هرچند ما ضعيف هستيم، خداوند با ماست و آماده برای کمک کردن به ماست، فقط کافيست که از او درخواست کنيد تا کلاماتی را که پولس در رساله خود استفاده کرد را شما هم با کمک او بتوانيد استفاده کنيد و به آن عمل کنيد.

 

خداوندمان مسيح به شما برکت دهد.

               زيرا كه مرا زيستن مسيح است و مردن نفع.

 

دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 23:30| نویسنده : ناصر |
درباره وبلاگ
اين وب بلاگ برای برادران و خواهران ما در مسيح و يا کسانی که جويای مسيح هستند طراحی شده است.
دوستان عزيز، نظرات شما باعث بهبود اين بلاگ و تشويق ما خواهد بود، لطفاً نظرات خود را به ما بنويسيد.
آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :

 
Jahan's Photography on Facebook