چند وقت پيش به کنفرانسی رفته بودم که در آن تمامی رهبران، قصد بر اين داشتند که چگونه به ما ياد بدهند تا مردم را قانع بر اين کنيم که مسيح برای ما مرد و تنها راه حقيقت است.
تعاليم آنها مرا به اين فکر اندخت که آيا ما واقعاً بايد مردم را قانع بر چيزی کنيم. وقتی به اين مسئله ميانديشيدم، به اين نتيجه رسيدم که ببينم، خود مسيح چکار کرد.
چيزی که در کتاب مقدس يافتم اين بود که مسيح و شاگردانش هيچ کس را زور نکردند تا به چيزی ايمان آورند، بلکه سعی کردند محبت خدا را با اعمالشان نشان دهند. برای مثال در متی ۹ آيه ۹ میبینیم:
"عیسی از آنجا گذشت و در بین راه مردی را بنام متی دید که در محل وصول عوارض نشسته بود. عیسی به او گفت: « به دنبال من بیا. » متی برخاسته به دنبال او رفت."
............................................................
امروز ميخواهم چيزی را که از يکی از دوستانم دريافت کردم، در اختيار شما قرار دهم.
توضيحاتی درباره اين آيات که بسيار تشويق کننده هستند.
آيات مزمور ۲۳
خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.
در مرتعهای سبز مرا میخواباند. نزد آبهای راحت مرا رهبری میكند.
جان مرا برمیگرداند و به خاطر نام خود به راههای عدالت هدایتم مینماید.
چون در وادی سایه موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی؛ عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد.
سفرهای برای من به حضور دشمنانم میگسترانی. سر مرا به روغن تدهین كردهای و كاسهام لبریز شده است.
هرآینه نیكویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانه خداوند ساكن خواهم بود تا ابدالا´باد....................
آيا در هنگام سختی ها و فشارات زندگی، خداوند را فراموش ميکنيد؟ يا اگر اتفاق
بدی بر سرتان آید خداوند را متحم ميکنيد؟ و يا اينکه از او درخواست کمک ميکنيد؟
ما بايد به خاطر داشته باشيم، که در هر شرايطی که باشيم و هر اتفاقی که بر سرمان آيد، خداوند هميشه با ماست و ما را تنها نخواهد گذاشت. حتی لحظاتی که ما به او پشت ميکنيم، او هنوز با ماست و منتظر اين است که ما اعتراف کنيم.
خداوند در کلام خود به ما ميگويد که ما را هرگز ترک نخواهد کرد. .....
آيا راهی که منتهی به بهشت ميشود را ميدانيد؟
چند وقت پيش جايی شنيدم که تمامی اديان مانند پنجره هايی هستند که بشر را به سمت خداوند هدايت ميکنند، يعنی به عبارتی ديگر، چه فرقی ميکند اگر کسی مسيحی باشد يا مسلمان يا يهودی يا زردشت و يا غيره، زيرا به عقيده اين اشخاص تمامی اديان مانند پنجره هايی هستند که به سمت خداوند باز ميشود، و تنها ايمان داشتن به خداوند و کار نيک انجام دادن برای رفتن به بهشت کافی ميباشد. اما دوستان تنها ايمان به خدا، و انجام کار نيک و يا سعی بر انسان خوبی بودن ما را نزد خداوند عادل نخواهد شمرد........

مردی بود ثروتمند که با مرگ چند قدمی فاصله داشت، و چون آدم خدا ترسی بود، قبل از مرگش با خداوند ملاقات کرد و از خداوند خواهش کرد که يک مقدار بسيار کوچک از ارث دنيوی خودش را با خود به بهشت ببرد.
خداوند به او گفت، خوب اما فقط اجازه داری يک چمدان با خودت بياوری.
مرد چمدانی حاضر کرد و آن را پر از شمش طلا کرد، وقتی که او وفات کرد، در حالی که چمدان به دست به سمت دروازه بهشت میرفت، فرشته ای که دم در ايستاده بود به او گفت: متاسفم اما نميتوانيد چمدان را داخل ببريد.
مرد گفت: خداوند به من اجازه داده است......
روح القدس يکی از شخصيتهای تثليث ميباشد. (برای درک بهتر تثليث اينجا را
کليک کنيد.) مسيحيان اغلب بر روی مسئله تعميد روح القدس بحث کرده و بر روی آن تمرکز ميکنند. بعضی از کليسا ها بر اين عقيده هستند که تعميد رو القدس تجربه ای است که به نجات يافتن شخص هيچ ربطی ندارد، آنها اين را تجربه دومی که بعد از نجات ميآيد و به شخص قدرت روحانی بيشتری را ميدهد ميبينيند. و بعضی بر اين عقيده هستند که تعميد روح القدس را شما در صورتی ميآبيد که به زبان های غير صحبت کنيد، و بعضی ديگر بر اين عقيده که هر کس بعد از ايمان آوردن به مسيح با تمامی دل و قبول کردن عيسی مسيح به عنوان نجات دهنده خود از روح پر ميشوند و روح القدس در او ساکن ميشود.
کتاب مقدس شرح کاملی بر روی تعميد روح القدس
...............مزامیر ۱۱۹ آیه ۲۷
طریق وصایای خود را به من بفهمان و در كارهای عجیب تو تفّكر خواهم نمود.
برای بهتر درک کردن کلام خدا، ما میتوانیم از مثال دست استفاده کنیم.
هر دست ما پنج انگشت دارد و تنها با کمک این پنج انگشت ما میتوانیم یک کتاب و یا هر چیز دیگری را به راحتی و با قدرت و اطمینان نگه داریم.
برای درک بهتر کلام خدا نیز ما میتوانیم از پنج چیز استفاده کنیم................
ميخواهم توجه شما را به آياتی بسيار زيبا و عجيب جلب کنم، آيات و کلماتی که عيسی مسيح به ما گفت، تا با انجام دادن آنها بتوانيم بيشتر شبيه به او شويم.
متی ۵ آیات ۴۳ تا ۴۷
برای شروع ميخواهم داستانی را که از جايی خواندم بنويسم.
خانواده ای به رستوران رفتند و بچه شش ساله ای که عضو خانواده بود، از پدرش پرسيد و گفت: آيا من ميتوانم برای غذا دعا کنم؟
پدر گفت: البته
بچه شروع کرد به دعا کردن و گفت: "خدا نيکوست، خدا بزرگ است، برای غذا متشکرم ای خداوند و اگر مامان بعد از غذا بستنی بخرد متشکر تر خواهم شد، در نام خداوند، آمين.
و در آيه ۲۷ ميگويد: "پس خدا آدم را به صورت خود آفريد."
آیا عیسی احتیاجی به خدمت کردن ما دارد؟
اگر با افکار انسانی فکر کنیم، فکر میکنیم که اصلا خدا احتیاجی به خدمات ما نداره. اما این فکر اشتباه است. چون در آن صورت آفرینش ما بی ارزش میشد.
دوم قرنتیان: ۵ آیات۱۴ و ۱۵
زيرا محبت مسيح بر ما حکمفرماست، چون يقين داريم که يک تن بخاطر همه مرد، پس همه مردند. و بخاطر همه مرد تا زندگان ديگر نه برای خود، بلکه برای آنکس زيست کنند که به خاطرشان مرد و برخاست.
آیا ما باید برای خداوند کار کنیم؟
روميان ۱۲ آيات ۴ تا ۹
۴. زيرا همچنان که در يک بدن اعضای بسيار داريم و هر عضوی را يک کار نيست،
۵. همچين ما که بسياريم، يک جسد هستيم در مسيح امّا فرداً اعضای يکديگر.
۶. پس چون نعمتهای مختلف داريم بحسب فيضی که به ما داده شده، خواه نبوّت بر حسب موافقت ايمان،
۷. يا خدمت در خدمتگزاری، يا معلم در تعليم،
۸. يا واعظ در موعظه، يا بخشنده به سخاوت، يا پيشوا به اجتهاد، يا رحم کننده به سرور.
۹. محبّت بی ريا باشد. از بدی نفرت کنيد و به نيکويی بپيونديد.
دو نوع خدمت داريم




